با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
« بالین » ( مك ریدى ) صاحب كازینویى بزرگ در بوئنوس آیرس است . او براى « امور حراستى » كازینو مردى به نام « جانى » ( فورد ) را به كار مىگیرد . « جانى » پس از چندى متوجه مىشود كه « گیلدا » ( هیورث ) محبوبهى سابقش همسر كنونى « بالین » است.
« بالین » ( مك ریدى ) صاحب كازینویى بزرگ در بوئنوس آیرس است . او براى « امور حراستى » كازینو مردى به نام « جانى » ( فورد ) را به كار مىگیرد . « جانى » پس از چندى متوجه مىشود كه « گیلدا » ( هیورث ) محبوبهى سابقش همسر كنونى « بالین » است.
«گیلدا درست مثل کازابلانکا است، اگر کازابلانکا پایانی خوش داشت — که حتی اگر هم چنین میبود، ایدهٔ بدی میبود، و از سوی دیگر همین پایان دو سال پیشتر در فیلم To Have and Have Not به کار رفته بود (که دستکم بوگارت در آن حضور داشت).
مثل کازابلانکا، گیلدا هم حول یک مثلث عشقی در یک تاسیسات قماربازی در مکانی عجیب و غریب...
«گیلدا درست مثل کازابلانکا است، اگر کازابلانکا پایانی خوش داشت — که حتی اگر هم چنین میبود، ایدهٔ بدی میبود، و از سوی دیگر همین پایان دو سال پیشتر در فیلم To Have and Have Not به کار رفته بود (که دستکم بوگارت در آن حضور داشت).
مثل کازابلانکا، گیلدا هم حول یک مثلث عشقی در یک تاسیسات قماربازی در مکانی عجیب و غریب میچرخد؛ با این تفاوت که کازابلانکا در شمال آفریقا و در جریان جنگ جهانی دوم رخ میدهد، اما گیلدا در آمریکای جنوبی و بلافاصله پس از جنگ اتفاق میافتد. اگر کازابلانکا با «آغاز یک دوستی زیبا» به پایان میرسد، گیلدا با ادامهٔ یک رابطهٔ وحشتناک خاتمه مییابد.
روی الگوی ریک بلِین (همفری بوگارت)، ایلسا لاند (اینگرید برگمن)، و ویکتور لازلو (پل هاینراید)، جانی فارل (گلن فورد) زندگی بیخیالی دارد و یک کازینو در بوئنوسآیرس را میگرداند تا اینکه گیلدا (ریتا هیورث) دوباره وارد زندگیاش میشود، دست در دست بالین ماندسون (جورج مکریدی).
مکریدی — با وجود اسم نامناسب شخصیتش (Victor Lazlo فقط خارجی به نظر میرسد؛ Ballin Mundson اما کاملاً بیگانهنماست) — و بهویژه هیورث، دقیقاً در نقشهای خود جا افتادهاند؛ و دربارهٔ فورد، بله او قدبلندتر از بوگارت است، اما بین قامت و وقار تفاوت بزرگی وجود دارد.
گیلدا فقط بعد از یک روز آشنایی با بالین ازدواج کرده است. این موضوع جانی را از کوره در میبرد؛ با این حال، جانی کمتر از بالین به خاطر حسادت میسوزد و بیشتر به خاطر خودِ گیلدا — و جای تعجب نیست؛ مالک کازینو، بالین، نوعی مرشد و پدربزرگمآب برای جانی است و جانی هم در عوض محافظ، محرم اسرار و دست راست اوست. بهاختصار، جانی از سوی بالین خیانت میبیند و بالین از سوی گیلدا، با همدستی جانی — هرچند انگیزهٔ جانی بیشتر حفاظت از بالین است تا کمک به گیلدا.
همهچیز تلخ و معوج است اما بهخاطر هیورث بسیار جذاب هم هست؛ جانی او را با اشتیاقی سرشار تنفر میکند، و اگر ما هیچگاه در صحت و شدت این احساس شک نمیکنیم، این نه اجرای فورد بلکه اجرای هیورث است که باعث میشود نه تنها به نفرت جانی از او باور داریم، بلکه تا حدی آن را با خود شریک شویم.
مثل بت دیویس در Of Human Bondage، شهرت شایستهٔ هیورث مرهون نقشِ کاملاً بدنامی است. تفاوت این است که در آن فیلم شخصیت لزلی هاوارد سرانجام پیروز میشود؛ اما جانی نه تنها معشوقهاش را بر تختی والا مینشاند، بلکه آنجا نگهش میدارد.
او از گیلدا خواهش میکند: «میخواهم با تو بروم… لطفاً مرا ببر»، و خوششانس یا بدشانسیِ او این است که گیلدا با آغوش باز او را باز میپذیرد و این تصمیم را با منطقِ مشکوکی توجیه میکند: «هیچکس لازم نیست عذرخواهی کند چون هر دوی ما لات هستیم، نه؟ چه عالی نیست؟» در مجموع، بعضی زوجها همیشه پاریس را دارند؛ برای دیگران اما همیشه دادگاه خانواده هست.
جانی (گلن فورد) قماربازی زیرک و خوشقابلیت خیابانی است که در اسکلههای بوئنوسآیرس توسط مردی خوشقیافه نجات مییابد — مردی که عصای او یک افزودنی کشنده هم دارد. او به جانی پیشنهاد میکند شانسش را در یک کازینو امتحان کند و وقتی جانی موفق میشود دیلر را از پولی نهچندان زیاد خالی کند، میفهمد که آن کازینو به نفع همان نجاتدهندهٔ سابق، ماندسون (جورج مکریدی)، است. با پیشنهادی که مهارتهایش را در خدمتِ کازینو قرار دهد، از کتک خوردن میگریزد و بقیه را میتوانید حدس بزنید.
تا وقتی که صاحبکارش میخواهد به تعطیلات برود، جانی عملاً ادارهٔ محل را بهدست گرفته، اما وقتی میبیند همسری جدید در صحنه ظاهر شده و آشکار است که گیلدا و او گذشتهای مشترک دارند، شوکه میشود. آنچه رخ میدهد جانی را وادار میکند در دریای یک ازدواج ناهمگام حرکت کند؛ ازدواجی که در آن زن کمتر درگیر است و مرد حس تعلق و دلبستگی دارد، در حالی که پلیسهای محلی بر فعالیتهای کازینو که قمار در آن غیرقانونی و رشوهخواری شایع است، با دقت نظارت میکنند. هر چه تنش میان این سه نفر افزایش مییابد، وضعیت برای مردی که به صاحبکارش علاقهمند شده و از زنی طرحریز و مکار بیمناک است، خطرناکتر میشود.
از ظاهر امر، این فقط یک فیلم نوآر مثلث عشقی دیگر است، اما شخصیتپردازیهای قویای از مکریدی و هیورث در اوج، و نقش دوستداشتنی استیون گرِی بهعنوان «عموی پیو» (که من را کمی به دلقکِ شکسپیری یادآوری کرد) وجود دارد. حتی فورد، که همیشه بازیگری چندوجهی نیست، نقش سنجیدهای ارائه میدهد؛ بازیِ او ما را به پایانی میبرد که بوی خیانت و توطئه میدهد. معمولاً وقتی نویسندگان زیادی دست دارند، دیالوگها میتواند کمی پراکنده شود، اما زیر نظر چارلز ویدور داستان با پیوستگی شتاب میگیرد و ما را با تریلری برتر رها میکند که دقیقاً بهاندازهٔ کافی رمانس دارد تا مؤثر باشد، اما نه آنقدر که مانعش شود. آوازها را آنیتا الیس میخواند، اما همچنان رقصهای شیک و کلاسیکی از یک هیورث برازنده هم به چشم میآیند و همچنین بعضی بخشهای پانتومیم چندان واضح نیست.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران