با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
یک کشیش،یک هیزم شکن و مردی دیگر از طوفان به مکانی به نام راشامون پناه می برند.کشیش و هیزم شکن داستان سامورایی را که هیزم شکن جنازه اش را سه روز قبل در جنگل پیدا کرده بازگو می کنند و ...
یک کشیش،یک هیزم شکن و مردی دیگر از طوفان به مکانی به نام راشامون پناه می برند.کشیش و هیزم شکن داستان سامورایی را که هیزم شکن جنازه اش را سه روز قبل در جنگل پیدا کرده بازگو می کنند و ...
راشومون با بارانی سیلآسا از دروغها فریفتن میآموزد. «دروغ گفتن کار آدمی است. اغلب اوقات حتی با خودمان هم صادق نیستیم.» صداقت، فریب، تناقض—بخشی ضروری از بقای انسان نیاز به دروغ گفتن است؛ چه آگاهانه و چه ناخواسته، در رگههای پیشینیانمان جاری است. حتی حقیقت را هم میتوان با خودبینی تحریف کرد. داستانهای متناقض راهزنی، سامورایی و همسر او، هنگام بازجویی پلیس دربارهٔ کمین، تجاوز...
راشومون با بارانی سیلآسا از دروغها فریفتن میآموزد. «دروغ گفتن کار آدمی است. اغلب اوقات حتی با خودمان هم صادق نیستیم.» صداقت، فریب، تناقض—بخشی ضروری از بقای انسان نیاز به دروغ گفتن است؛ چه آگاهانه و چه ناخواسته، در رگههای پیشینیانمان جاری است. حتی حقیقت را هم میتوان با خودبینی تحریف کرد. داستانهای متناقض راهزنی، سامورایی و همسر او، هنگام بازجویی پلیس دربارهٔ کمین، تجاوز و قتل، به کوروساوا ابزار میدهد تا عمق دوگانگی انسانی را بررسی کند. روایتی از دید چهار نفر که هر کدام نسخهای متفاوت از یک حادثه را حقیقت میدانند. اما چه کسی اخلاقی است؟ چه کسی قابلاتکا؟
پاسخ در پیرایههای بشر نهفته است؛ لایههای خودخواهی که خواستهای سود شخصی را میپوشانند. راهزن بیپرده اتفاقات را میپذیرد و به فتوحات بیرحمانهاش مینازد. همسر، در غم و درماندگی فرو رفته و از جنایت وحشیانه لطمهخورده به نظر میرسد. سامورایی از طریق واسطهای روحانی سخن میگوید و مرگ نجیب خود را ستایش میکند. و چوبتراش دوریگزیده که روایتهای مختلف را بررسی میکند، نقش تماشاگری شکننده را بازی میکند که داستان خود را حقیقت مطلق میپندارد. اما وقتی شخصیتها در جهانی تیرهرو زندگی میکنند که «نمیتوانی زندگی کنی مگر اینکه خودخواه باشی»، آیا بازنمایی هیچکس درست است؟ دروغ برای سود شخصی و دزدی آشکار لباس کودک رهاشده، آیا هر دو خودخواهی یکسانیاند؟ روایتهای متفاوت که تا این حد شبیهاند و در لحن متفاوت—همهٔ اینها به نبوغ کوروساوا بازمیگردد.
کوروساوا خودخواهی را با پیرایه نشان میدهد، نه فقط از زبان زندگان بلکه حتی بعد از مرگ. نیاز به آرایش دروغین برای جلب تحسین، حتی وقتی زندگی به پایان رسیده، نمایان است. همانقدر که فیلم از نظر تماتیک به روانشناسی انسان نفوذ میکند، روح مرا نیز تحت تاثیر قرار داد؛ هر واژه، هر جزئیات، هر نگاه سرد به دوربین، هر نمای دنبالکننده که خورشید حقیقت را میان سایههای تار طبیعت میدرخشد—همه کاملاند.
سیاست جنسیتی ناقص ژاپن فئودال («زنان ذاتاً ضعیفاند») بهطوری ظریف وارونه میشود تا نشان دهد ضعف انسان چه زن و چه مرد، یکسان است. از دیدگاه چوبتراش که بهعنوان صادقترین روایت نهایی مطرح میشود، انسان بهطور عینی ضعیف است و تنها از طریق انحرافات خود قدرت روح را میسازد. دقت نمادین کوروساوا همواره در این بررسی پابرجاست؛ هنرش با شعرگونه زیبایی رمز و راز را مجسم میکند، ذهن کنجکاو روانشناختی را فرا میخواند، و وقتی طوفان ابری فرو مینشیند و اشعههای گرم صداقت را آشکار میسازد، حس روشنیبخشی سراپای وجود را پر میکند.
انرژی همافزا که با اجرای چهارگانهٔ میفونه برابر است؛ هر روایت شخصیت راهزن را دگرگون میکند—از خندهٔ هیستریک در برابر سختی تا نفسکشیدن از ترس و گناه. ظرایف تنها از بازیگران مرموز استخراج نمیشود؛ خود کوروساوا معمایی وسوسهانگیز، تاثیرگذار و نوآور ساخته که با دیدن آن تصور فرهنگ واپسگرا به چالش کشیده میشود. این فیلم هرگز واپسگرا نیست؛ و من با اطمینان میگویم که بینقص است.
کوتاه، تند و حیرتآور. از نظر تمی و شخصی قابلارتباط، فراتر از مرزهای زمان. اکنون همچون گذشته مناسب است و ثابت میکند که انسان دروغ و خودخواهی را در خود دارد. همانطور که در آثار کوروساوا باید آمادهٔ زیبایی نمادین بود، راشومون نیز تفاوتی ندارد: با قلممویی نرم روایت میشود و تکنیکی غیرمتداول در داستانگویی از طریق تصاویر ملموس را به نمایش میگذارد. راشومون به سادگی بالاترین امتیاز را شایسته است؛ کلاسیکی بیچونوچرا که مفهوم اکنون مشهور «اثر راشومون» را موجه ساخته است.
در بارانی تقریباً بیپایان و تقریباً کتابمآبانه با سه نفری روبهرو میشویم که در خرابههای دروازهای قدیمی پناه گرفتهاند. هر کدام داستان خود را دربارهٔ تجاوز به زنی و قتل شوهر او دارند. همان چوبتراش (تاکاشی شیمورا) بود که جسد را پیدا و مراجع را خبر کرد. همین مراجع دادگاهی تشکیل دادند که در آن کشیش (مینورو چیآکی)، چوبتراش، بیوه/قربانی (ماچیکو کیو)، روح شوهر ساموراییِ مقتول و در نهایت راهزن مشهور «تاجومارو» (توشیرو میفونه) فراخوانده شدند تا شهادت دهند. ما جلوههایی از هر شهادت را میبینیم: همگی شبیهاند اما متفاوت. قربانیان واقعی چه کسانی بودند؟ آیا او باعفت و نجیب بود؟ آیا او مطیع بود یا فریبا؟ آیا شاهدان آنچه دیدند یا انجام دادند را پیرایش نمیکنند؟ عظمت این فیلم در این است که ظاهراً پاسخ درست وجود ندارد. هر نسخه قابلباور است، هیچکس کاملاً قابلاعتماد نیست و در پایان هر روایت بهراحتی میتوان پذیرفت که آن گزارش دقیق از رخدادها بوده است. همراه با صدای پیوستهٔ باران و موسیقیای که مرا به یاد «بولرو»ی راول میاندازد، هر گزینه را کاوش میکنیم با بازیهای فوقالعاده از همهٔ بازیگران، بهویژه میفونه تقریباً دیوانهوار و خانم کیو. کوروساوا در کمتر از نود دقیقه حجم زیادی میافکند؛ درس عبرتآمیز و باشکوهی از سینماگرایی کلاسیک و مجذوبکننده که ریتمی سریع، ارائهای پرشخصیت و پایانی مناسباً آزاردهنده دارد. این فیلم خوبی است.
فیلم خوبی است.
با وجود قدردانی از کیفیت و توجه به جزئیات، من واقعاً از سینمای ژاپن لذت نمیبرم؛ شاید چون خیلی متفاوت از چیزی است که در اطراف ماست. اما حتی با این تفاوتها باید به استعدادی که دارند احترام گذاشت. آکیرا کوروساوا کارگردانی با دید و دقت است که میداند چگونه بازیگران را هدایت کند و از هر یک آنچه برای فیلم لازم است بیرون بکشد.
این فیلم برایم پیچیدهتر از آنچه تصور میکردم بود و تصمیم گرفتم بدون پیشزمینهٔ زیاد آن را ببینم. گاهی کشف کردن و گذاشتن خود در مسیر شگفتی لذتبخش است، مگر نه؟ داستان حول جنایتی در اعماق جنگل میچرخد که در آن نجیبی ثروتمند کشته میشود و فیلم بهخوبی تفاوتهای ظریف نسخههای روایتشده توسط بازیگران مختلف را بررسی میکند. با این حال، نسبیت حقیقت که کوروساوا در فیلمش بهنوعی محافظت میکند، با گرایش من به دقت و حقیقت محض منطبق نیست. اگر کوروساوا معتقد است واقعیت میتواند چندگانه باشد، من ترجیح میدهم بگویم میتوان چند منظر یا وجوه مختلف یک حقیقت واحد و قابلتحقق داشت؛ در این نکته با کارگردان اختلاف نظر دارم.
صرفنظر از اختلافات شخصی، باید به زیبایی فیلمنامه اعتراف کرد: نوشتاری ساده اما نه سطحی، شفاف و در عین حال چالشبرانگیز و فلسفی. بازیگران کمک زیادی به کارگردان کردهاند با تعهد بالا و حرفهایگری چشمگیر. شخصاً فقط میتوانم از توشیرو میفونه نام ببرم که باز هم کار درخشانی ارائه داده است؛ دیگران هم به همان اندازه خوباند هرچند من آنها را نمیشناسم.
از نظر فنی فیلم ارزش دیدن دارد؛ فیلمبرداری سیاهوسفید با استفادهٔ ممتاز از نور و سایه و وضوح بالا برجسته است. فیلم در دل جنگل میگذرد و میداند چگونه آن را مرموز و در عین حال جذاب نشان دهد و دکورها در جزئیاتشان باشکوهاند. موسیقی متن نیز خوب است، هرچند اعتراف میکنم همیشه مرا مجذوب نکرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باورش سخته که در سال ۱۹۵۰ چنین فیلم کم نظیری ساخته بشه. کوروساوا قطعا یکی از خدایان سینماست. ببینید و از تک تک سکانس ها لذت ببرید.
دانلود میکنم فیلمو زیر نویس نداره
یکی از برترین فیلم های تاریخ سینما
بسیار بسیار فیلم عالی بود. حتما ببینید و چون نمی خوام اسپویل کنم بعدش تحلیلشو بخونید .
سرگرم کننده بود