با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
مارتین لاسال در این فیلم بهخوبی نقش دزد کوچک ("میشل") را ایفا میکند که بهسختی از روزی به روز دیگر زندگی میکند، با همان کت و شلوار و در اتاقی کوچک که حتی درش قفل نمیشود. او زمان خود را با دوستش "ژاک" (پییر لیماری) میگذرانند و هر دو به "ژان" (ماریکا گرین) که همسایه مادر رو به افول او (دالی اسکال) است، علاقهمند میشوند....
مارتین لاسال در این فیلم بهخوبی نقش دزد کوچک ("میشل") را ایفا میکند که بهسختی از روزی به روز دیگر زندگی میکند، با همان کت و شلوار و در اتاقی کوچک که حتی درش قفل نمیشود. او زمان خود را با دوستش "ژاک" (پییر لیماری) میگذرانند و هر دو به "ژان" (ماریکا گرین) که همسایه مادر رو به افول او (دالی اسکال) است، علاقهمند میشوند. راستش را بخواهید، در این تکهزندگی که رابرت برسون به ما نشان میدهد، اتفاق خاصی نمیافتد. ما کمی از هنرهای ظریف شغل او و تکنیکهای پلیس را میآموزیم - بهویژه "بازرس" زیرک (ژان پلهگری) که در طول این درام 75 دقیقهای، مانند یک بازی گربه و موش با او میرقصد تا او را به دام بیندازد! بیشتر وقتها این فیلم قابل تماشا است اما کمی ساده به نظر میرسد؛ عکاسی ما را به نوعی صمیمیت میبرد که به ما کمک میکند بیشتر در موقعیتها غوطهور شویم. ما مانند مگسی بر روی دیوار هستیم و حس میکنیم که چه چیزی این شخصیت غمگین و نارضایتی را که راضی است دائماً ریسک کند تا فقط نانی به دست آورد، به جلو میبرد؛ بهطور تقریبی او دعوت به کشف میکند در حالی که زندگیاش خالی از هدف به نظر میرسد. حتی به نظر نمیرسد که در حین انجام دزدیهای کوچک یا فرار از دست پلیس، احساس آدرنالینی وجود داشته باشد! دیالوگها و موسیقی همراه، بهصورت محدودی استفاده شدهاند و ما باید این قطعه سینمایی که بهصورت اپیزودیک ساخته شده را با استفاده از تصاویر دقیق و تخیل خود دنبال کنیم - و این واقعاً خوب عمل میکند. این فیلم نمونهای عالی از اصل "کمتر، بیشتر است" است و ارزش تماشا دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
میشل: «آیا نمیتوان پذیرفت که برخی مردان ماهر، که دارای هوش، استعداد یا حتی نبوغ هستند و برای جامعه ضروریاند، به جای رکود، باید آزاد باشند تا در مواردی از قوانین سرپیچی کنند؟»
> بازرس: «این کار میتواند دشوار باشد. و خطرناک.»
> میشل: «جامعه فقط میتواند از آن سود ببرد.»
> بازرس: «چه کسی این ابرمردان را شناسایی خواهد کرد؟»
> میشل: «خودشان. وجدانشان.»
> بازرس: «آیا مردی را میشناسی که فکر نکند استثنایی است؟»
> این گفتگو مستقیماً به ایده «ابرانسان» نیچه و رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی ارجاع دارد.
0
0
1 روز قبل
پاسخ
قاسم معرفي
فیلم عامه پسندی نیست.فیلمی ساده و عمیق و نامزد جایزه خرس طلایی برلین . هرچند فیلمنامه اقتباسی نیست، اما فضای آن به شدت تحت تأثیر رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی است. میشل نیز مانند قهرمان آن رمان، خود را فردی برتر میداند که مجاز به زیر پا گذاشتن قانون است .فیلم فراتر از یک داستان جنایی، به مفاهیم عمیقی مانند گناه (جيب بری)، تنهایی (انزوا و تباهی و خلا روحی) ، وسوسه (جنبه هنری جیب بری ) و امکان رستگاری از طریق عشق (دختر فیلم ) میپردازد .میشل در طول فیلم در نوعی «اوتیسم عاطفی» به سر میبرد و دیالوگهای او سرشار از «غرور جزماندیشانه» است . اما در پایان، او سرانجام در برابر «اصالت و رنج خاموش ژان» متأثر میشود .
0
0
1 روز قبل
پاسخ
کاربر
در کنار “ناگهان بالتازار” و “محکوم به مرگی گریخته استگ مطمئنا معروفترین فیلم برسون هست.اگه با سبک فیلمسازی این کارگردان بزرگ،مشکلی ندارید دیدن این فیلم رو بشدت توصیه میکنم بهتون.
میشل: «آیا نمیتوان پذیرفت که برخی مردان ماهر، که دارای هوش، استعداد یا حتی نبوغ هستند و برای جامعه ضروریاند، به جای رکود، باید آزاد باشند تا در مواردی از قوانین سرپیچی کنند؟»
> بازرس: «این کار میتواند دشوار باشد. و خطرناک.»
> میشل: «جامعه فقط میتواند از آن سود ببرد.»
> بازرس: «چه کسی این ابرمردان را شناسایی خواهد کرد؟»
> میشل: «خودشان. وجدانشان.»
> بازرس: «آیا مردی را میشناسی که فکر نکند استثنایی است؟»
> این گفتگو مستقیماً به ایده «ابرانسان» نیچه و رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی ارجاع دارد.
فیلم عامه پسندی نیست.فیلمی ساده و عمیق و نامزد جایزه خرس طلایی برلین . هرچند فیلمنامه اقتباسی نیست، اما فضای آن به شدت تحت تأثیر رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی است. میشل نیز مانند قهرمان آن رمان، خود را فردی برتر میداند که مجاز به زیر پا گذاشتن قانون است .فیلم فراتر از یک داستان جنایی، به مفاهیم عمیقی مانند گناه (جيب بری)، تنهایی (انزوا و تباهی و خلا روحی) ، وسوسه (جنبه هنری جیب بری ) و امکان رستگاری از طریق عشق (دختر فیلم ) میپردازد .میشل در طول فیلم در نوعی «اوتیسم عاطفی» به سر میبرد و دیالوگهای او سرشار از «غرور جزماندیشانه» است . اما در پایان، او سرانجام در برابر «اصالت و رنج خاموش ژان» متأثر میشود .
در کنار “ناگهان بالتازار” و “محکوم به مرگی گریخته استگ مطمئنا معروفترین فیلم برسون هست.اگه با سبک فیلمسازی این کارگردان بزرگ،مشکلی ندارید دیدن این فیلم رو بشدت توصیه میکنم بهتون.