با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
"لیلی" سیزده ساله برای محافظت از سگ خود "هیگان" تلاش می کند. اما وقتی در نهایت پدرش سگ را در خیابان آزاد می کند، او به شدت ناراحت می شود. او که هنوز باور دارد عشق می تواند به هر مشکلی چیره شود، تلاش می کند سگش را پیدا کند...
"لیلی" سیزده ساله برای محافظت از سگ خود "هیگان" تلاش می کند. اما وقتی در نهایت پدرش سگ را در خیابان آزاد می کند، او به شدت ناراحت می شود. او که هنوز باور دارد عشق می تواند به هر مشکلی چیره شود، تلاش می کند سگش را پیدا کند...
روزی که سگها دیگر دم تکان ندادند
این فیلم تا حدی دشوار بود چون همه آن را درک یا از آن لذت نمیبرند. در دنیای امروز، جلوههای بصری کامپیوتری بهراحتی در دسترساند و میتوانند تماشاگر را فریب دهند، پس چه کسی هنوز از حقههای عملی قدیمی در فیلمسازی استفاده میکند؟ قطعاً مدیریت تعداد زیادی سگ هنگام فیلمبرداری کار سختی بوده. به نظر میرسد جز استفاده از...
روزی که سگها دیگر دم تکان ندادند
این فیلم تا حدی دشوار بود چون همه آن را درک یا از آن لذت نمیبرند. در دنیای امروز، جلوههای بصری کامپیوتری بهراحتی در دسترساند و میتوانند تماشاگر را فریب دهند، پس چه کسی هنوز از حقههای عملی قدیمی در فیلمسازی استفاده میکند؟ قطعاً مدیریت تعداد زیادی سگ هنگام فیلمبرداری کار سختی بوده. به نظر میرسد جز استفاده از پردهی آبی، کار CGI عمدهای در فیلم انجام نشده باشد. اگر فیلم را دیدید که چه بهتر؛ اگر نه، با این بررسی شاید تا حدی با آن آشنا شوید. قبل از ادامه باید هشدار بدهم که ممکن است این نقد بخشهایی از داستان را لو دهد.
این فیلم نمایندهٔ مجارستان در اسکار اخیر بود. داستان دربارهٔ دختری نوجوان به نام لیلی است که موسیقیدانِ نوپا است و سگ دورگهای به نام هاگن دارد. وقتی شرایطی آنها را از هم جدا میکند، سفر جداگانهای برای هر یک آغاز میشود: لیلی علیه پدرش شوریده و سگ نسبت به جامعهٔ انسانی مثل میلهای آهنی شده که از آهنربا جدا شده است. آیا آنها دوباره متحد خواهند شد؟ بقیهٔ داستان در نیمهٔ دوم نفسگیر پیش میرود.
این فیلم را میتوان فانتزی تاریک (شبیه کمدی سیاه) دانست که حالوهوایی از روزهای قدیم، مثل فیلمهای سیاهوسفید هیولا یا آثار مشابه «کینگ کونگ»، دارد؛ جایی که حیوانات میتوانند مانند انسان فکر و عمل کنند، اما نه دقیقاً قصهٔ پریان و نه علمی-تخیلی محض. چون داستان بین علمیتخیلی و فانتزی قرار میگیرد و بیشتر شبیهِ نسخهای بزرگسالانه از قصههای فانتزی است. مقایسهٔ آن با «پرندگان» صددرصد درست نیست، چون رفتار پرندگان در آن فیلم نامعلوم بود؛ اما «فتح سیارهٔ میمونها» نزدیکترین اثر است و میتوان قیصر را با هاگن مقایسه کرد.
همچنین میتوان به «لوکی» (Lucy) اشاره کرد؛ شاید بهنظر عجیب برسد چون اینجا فیلم درباره سگهاست اما عنوان عجیباً شبیه «خدا» تلفظ میشود. برداشت من این بود که هاگن با کوکائین (پودر سفید) تغذیه میشود، شبیه پودر آبی در فیلم دیگر، و همین باعث تغییر شخصیت او میشود. بنابراین «کوکائین» در اینجا همان «خدای سفید» است و ماجرا به قصهای از انتقام، رهبری و در نهایت انقلاب میانجامد.
«از دست دادن کسی که دوستش داری سخت است. چیزها آنطوری پیش نمیروند که تصور میکردیم.»
نکتهای خارج از متن: بسیاری از ما میدانیم سگها از گرگها مشتق شدهاند، اما در مقایسه با چند قرن پیش آزادیشان را از دست دادهاند؛ زمانی که آزادانه در خیابانها رفتوآمد میکردند. امروز هر سگی باید صاحب داشته باشد وگرنه برای جلوگیری از نگهداری و تغذیهٔ دائمی، آن را از بین میبرند. بنابراین در فیلم به نظر میرسد سگها بیشتر از میمونها رنج میکشند و مستحق انقلاباند.
سوءاستفاده از حیوانات در فیلم برجسته است و داستان از آن نقطه شکل میگیرد: اگر آنها بر ما مسلط شوند چه میشود؟ یکی از عجیبترین فیلمهای سال است، اما متفاوت و خوب. اگر تا به حال سگ داشتهاید میدانید چقدر دوستداشتنیاند، حتی در صحنههای خشن—زیرا بهنظر میرسد فقط بازی میکنند—اما این موضوع برای کودکان یا کسانی که هرگز با سگ زندگی نکردهاند صادق نیست. هر صحنهای که سگها در آن حضور داشتند باهوشانه کار شده و نتیجه بسیار قابلقبول است.
شنیدهام برای نقش هاگن از دو برادر سگ استفاده شده و هر دو فوقالعاده بودند، در سطح نقشهای اصلی انسانی فیلم. حدود ۲۵۰ سگ ولگرد دورگه هم در ساخت فیلم شرکت داشتند و بیشترشان بعداً به فرزندی پذیرفته شدند. فیلم جوایزی در جشنواره کن برد، از جمله جایزهای برای اجرای نقش هاگن.
صنعت فیلم مجارستان میتواند از این موفقیت الگو بگیرد و دنبالهای با بازیگران گستردهتر بسازد. امروزه فیلمهای تجربی مثل این در سطح جهانی پذیرفته میشوند. داستان جذاب همراه با سکانسها و دیالوگهای تأثیرگذار میتواند توجهها را به سمت اروپای شرقی جلب کند. قطعاً این فیلم را توصیه میکنم، اما انتظار سبک هالیوود را نداشته باشید؛ فیلم راه خود را برای ارائهٔ اثری دلپذیر یافته است.
۸/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران