با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
تناچ (هرنان) و خولیو (برنال) دو دوست صمیمی هستند که با آنا و سیسیلیا دوست دخترهای خود رابطه دارند. خولیو با مادر و خواهرش زندگی می کند و تناچ از خانواده ای متمول است. دوست دخترهای آنها برای ادامه تحصیل به ایتالیا می روند و آنها به شدت تنها می شوند تا اینکه روزی در یک جشن بزرگ با پسرخاله تناچ و زنش، آنا (مرسادو) آشنا می شوند. آنها به سادگی به آنا پیشنهاد مسافرت به ساحلی زیبا را می دهند. آنا ابتدا قبول نمیکند اما با اطلاع از خیانت همسرش به تناچ خبر می دهد که حاضر است با آنها همسفر شود...
تناچ (هرنان) و خولیو (برنال) دو دوست صمیمی هستند که با آنا و سیسیلیا دوست دخترهای خود رابطه دارند. خولیو با مادر و خواهرش زندگی می کند و تناچ از خانواده ای متمول است. دوست دخترهای آنها برای ادامه تحصیل به ایتالیا می روند و آنها به شدت تنها می شوند تا اینکه روزی در یک جشن بزرگ با پسرخاله تناچ و زنش، آنا (مرسادو) آشنا می شوند. آنها به سادگی به آنا پیشنهاد مسافرت به ساحلی زیبا را می دهند. آنا ابتدا قبول نمیکند اما با اطلاع از خیانت همسرش به تناچ خبر می دهد که حاضر است با آنها همسفر شود...
نامزد یک جایزهٔ اسکار؛ برندهٔ ۳۹ جایزه و مجموعاً ۴۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان912
در تماشای اخیرِ «آبی گرمترین رنگ است» یاد این فیلم افتادم، و مانند آن فیلم، رابطهٔ مرکزی میان تنوچ و خولیو مرا جذب کرد؛ رابطهای که هم بهطرز حیرتانگیزی وجدآور بود و هم در عین حال منزویکننده، بهویژه وقتی به پایان میرسد. انگار شور و شوقِ سفر جادهایشان تا «دهانِ بهشت» آنقدر آتشین بود که با بازگشت به زندگیِ روزمره نتوانست پایدار بماند. ابتدا این...
در تماشای اخیرِ «آبی گرمترین رنگ است» یاد این فیلم افتادم، و مانند آن فیلم، رابطهٔ مرکزی میان تنوچ و خولیو مرا جذب کرد؛ رابطهای که هم بهطرز حیرتانگیزی وجدآور بود و هم در عین حال منزویکننده، بهویژه وقتی به پایان میرسد. انگار شور و شوقِ سفر جادهایشان تا «دهانِ بهشت» آنقدر آتشین بود که با بازگشت به زندگیِ روزمره نتوانست پایدار بماند. ابتدا این فیلم را فیلمی دربارهٔ بلوغ دانستم، هرچند صحنههای جنسیِ بسیار صریحتری نسبت به آثار همژانرش داشت. آن دیدگاه نقطهٔ شروعِ تأملی به من داد، اما هر بار که فیلم را میبینم بیشتر به نکات اقتصادی-اجتماعیای فکر میکنم که آلفونسو کوآرون در سراسر فیلم مطرح میکند. بیشتر به این میاندیشم که چقدر دربارهٔ کشورهای دیگر، بهویژه کشوری که درست در جنوبِ کشور من قرار دارد، کم میدانم. (شاید تنوچ و خولیو هم چیز زیادی نمیدانند.) پس از آخرین تماشا، بیشتر به این فکر کردم که آیا آن دو واقعاً از این تجربه چیزی مثبت آموختند یا نه. گفته میشود پس از پایانِ فیلم دیگر هرگز یکدیگر را نمیبینند. بعد از آن چه میشود؟ و این سفری که من شاهدش بودم چه معنایی برای آن پاسخ دارد؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
۱۴۰۳/۳/۱۶ MEHDII Adiyos عالی بود دوستان عزیز توصیه می کنم حتما این فیلم رو تماشا کنید با تشکر از سایت خوب زر فیلم
فیلم خیلی خوبی بود