جنگ بزرگی بین ارتش کریپتونسول ها و مردا ایکس رخ می دهد که عامل این ها ، ظهور مردی از دل کویری در یکی از سیاره های دور از کهکشان راشیل است که با قدرت مهار نشدنی اش ، جنگی به پا می کند که به نبرد آخار الزمان معروف است و …
جنگ بزرگی بین ارتش کریپتونسول ها و مردا ایکس رخ می دهد که عامل این ها ، ظهور مردی از دل کویری در یکی از سیاره های دور از کهکشان راشیل است که با قدرت مهار نشدنی اش ، جنگی به پا می کند که به نبرد آخار الزمان معروف است و …
واقعاً گامی رو به جلو در فرنچایز مردان ایکس نیست.
اگرچه از بدترین فیلمهای مجموعه فاصله دارد، «آپوکالیپس» ناامیدکننده بود، چون پیش از این هر فیلم از سری مردان ایکس به کارگردانی برایان سینگر فیلمی عالی بود. «آپوکالیپس» هرچند وحشتناک نیست، اما با سابقهٔ سینگر و حتی بهعنوان یک اثر مستقل، کماوازه باقی میماند.
برخی بازیگران—که بهتر است نامشان Jennifer Lawrence باشد—در این...
واقعاً گامی رو به جلو در فرنچایز مردان ایکس نیست.
اگرچه از بدترین فیلمهای مجموعه فاصله دارد، «آپوکالیپس» ناامیدکننده بود، چون پیش از این هر فیلم از سری مردان ایکس به کارگردانی برایان سینگر فیلمی عالی بود. «آپوکالیپس» هرچند وحشتناک نیست، اما با سابقهٔ سینگر و حتی بهعنوان یک اثر مستقل، کماوازه باقی میماند.
برخی بازیگران—که بهتر است نامشان Jennifer Lawrence باشد—در این قسمت بهنظر کاملاً بیتفاوت آمدند. جلوههای ویژهٔ کامپیوتری گاهی آنقدر بد بودند که توی ذوق میزد، حتی در اوج فیلم. طرح آپوکالیپس پر از شکافهای داستانی و کمپرورش بود و همهٔ شخصیتهای جدید هم نتوانستند بدرخشند.
با این حال نکات مثبت زیادی هم بود: برخی لباسهای جدید جالب بودند و بخشهایی از داستانهای فرعی من را بهشدت کنجکاو کرد. فاسبندر و مکآووی مانند همیشه درخشاناند. قطعاً این فیلم به آن اندازه شکستخورده نیست که مثلاً «X-Men: The Last Stand» بود—اشارهای که در خود «آپوکالیپس» هم مطرح شد و از آن خوشم آمد.
ردهبندی نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی برای جذب داشت، اما بهعنوان یک مجموعهٔ کامل کار نکرد.
یک نیروی باستانی دیگر بیدار شد و فلان و فلان.
من تقریباً همهٔ فیلمهای ابرقهرمانی اخیر را دیدهام، اما این فرنچایزی است که هرگز دوست نداشتم. از گفتن این حرف متأسفم اما حقیقت است. سری «مردان ایکس» برایم هیچوقت منطقی نبود و نسبت به کمیکهای مارول هم ناامیدکننده بود. در مورد «ولورین» دیدگاهم فرق دارد چون آن فیلمها را دوست داشتم؛ هوگ جکمن بهعنوان لوگان تنها مردان ایکسی است که دوست دارم، پس مانند همیشه این فیلم نیز برای من وقتتلفکردن است.
حتی از نسخهٔ تازهٔ «چهار شگفتانگیز» هم خوشم آمد، اما از این فیلم نه. در قصه چیز جدیدی نیست؛ همان طرح تکراریِ «نیروی باستانی بیدار میشود تا دنیا را با نابودی دستاوردهای بشر تسلط پیدا کند» و جهشیافتهها دستبهدست هم میدهند تا او را سرنگون کنند و پایان را که میدانیم. بهجز جلوههای ویژه، فیلم بسیار خستهکننده است و زمان ۱۵۰ دقیقه هم شوخی بلندی است که اصلاً خندهدار نیست.
نه فقط من، بسیاری از مردم حتی طرفداران «مردان ایکس» هم از این فیلم ناراضیاند. به این معنا که دوران برایان سینگر با این فرنچایز عملاً به پایان رسیده و قرار است کارگردان جدیدی بیاید که آن هم احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ نمیدانم این سری تا کی میخواهد کش پیدا کند—همین حالا تمامش کنید. بههرحال، همانطور که گفتم من هرگز طرفدار جدی این جهان نبودهام، پس زیاد اهمیتی نمیدهم؛ فقط وقتی فیلمها منتشر میشوند یکبار میبینم و معمولاً از دیدنشان پشیمان میشوم. در عوض منتظر فیلم نهایی «ولورین» با هوگ جکمن هستم.
امتیاز: 5/10
«مردان ایکس: آپوکالیپس» همان چیزی است که از یک فیلم مردان ایکس از طرف مارول انتظار دارید: داستان سبک و سطحی و تمرکز زیاد روی جلوههای ویژه و اکشن. بهخلاصه، دقیقاً همانی است که من بهعنوان یک علاقهمند به علمیتخیّل و فانتزی انتظار و امیدش را داشتم.
مردان ایکس با تهدیدی تازه روبهرو میشوند: نخستین جهشیافتهٔ دنیا، که طبیعتاً فوقجهشیافتهای است بسیار قدرتمندتر از دیگر جهشیافتهها و مصمم به نابودی و سلطه بر جهان. من از این ضدقهرمان خوشم آمد؛ او یک بدمنِ تمامعیار و قدرتمند است و نیازی به تلاش برای قابلتحمل یا دلسوز جلوهدادن او نبود—او بد است و باید سرنگون شود، همین.
همانطور که گفتم قصه پیچیدهترین نیست، اما در چارچوب یک فیلم ابرقهرمانی مارولی داستان خوبی است؛ کارش را بدون احمقانه یا مضحکبودن انجام میدهد. داستان در جهان «پریکوئل» ساختهشده بعد از «X-Men: First Class» میگذرد و چند مردان ایکس جدید را به تیم پروفسور ایکس اضافه میکند، بعضیها بهخاطر دستکاریهای آپوکالیپس ابتدا در جناح بد قرار دارند.
فیلم با ریتم قابلقبولی پیش میرود و صحنههای اکشن و جلوههای ویژهٔ فراوانی دارد. شخصاً جلوههای ویژه را بسیار خوب و گاه خیرهکننده یافتم؛ من خودم از طرفداران جلوههای ویژهام، پس این موضوع برایم خوشایند بود.
پایان فیلم درهای زیادی را برای قسمتهای بعدی باز میگذارد و من قطعاً دوست دارم این فرنچایز ادامه یابد. حدود دو ساعت و نیم فیلم را با لذت مقابل تلویزیون گذراندم.
بعد از لذت بردن از تحولی که فرنچایز مردان ایکس پس از ناامیدی «The Last Stand» داشت، برای دیدن این فیلم هیجانزده بودم. من کمیکها را دوست دارم اما هرگز وارد دنیای مردان ایکس نشدم، بنابراین برخی از نادرستیهایی که طرفداران سختگیر را ناراحت کرده بود میتوانم ببخشم؛ من صرفاً از فیلمها لذت میبرم.
«مردان ایکس: آپوکالیپس» ضعیفترین فیلم از زمان آثار ضعیفی مثل «Last Stand» و «Wolverine Origins» است. واقعاً چیز زیادی برای عرضه نداشت. یکی از بزرگترین نقدها به مارول (بله، میدانم فیلمهای مردان ایکس توسط مارول استودیوز تولید نمیشوند اما منظورم ناشر کمیکهاست) این است که ضدقهرمانهایشان کسلکنندهاند. در تمام فرنچایز ضدقهرمان بزرگ غالباً مگنتو بوده که محبوب و کاریزماتیکترین ضدقهرمان مارولی روی پرده است. اگرچه ما با استرایکر و ترسک و سنتینلها هم روبهرو شدهایم، این اولین فیلمیست که مردان ایکس با یک ابرشرور واقعی مواجه میشوند که مگنتو نیست—بهجز ولورین مقابل سامورایی نقرهای.
اما تقریباً انگار برایان سینگر خود را با آپوکالیپس در بنبست گذاشته بود. این ضدقهرمان چنان قدرتمند است که میتوانست بدون کمک «چهار سوار» خودش اهدافش را در عرض چند دقیقه محقق کند. اما البته این یک فیلم خستهکننده میساخت، پس سینگر و همراهانش باید راهی پیدا میکردند برای پرکردن دو ساعت قبل از اوج نهایی.
صحنههایی هست که شرورها بیحرکت در بیابان نشستهاند و راجع به ویرانکردن شهری دور صحبت میکنند. صحنههایی هم هست که قدرتمندترینشان برای جذب افراد ضعیفتر میرود. واقعاً سینگر نمیدانست با این شخصیت چه کند. چگونه وقتی بدمن خیلی قدرتمند است، تعارض و درام ایجاد میکنی؟ عملاً نمیتوانی.
بعد از دو ساعت تماشای قدرتمندترین جهشیافته که دربارهٔ کارهایی که قرار است انجام دهد حرف میزند (بهجای اینکه همان ابتدا انجامشان دهد)، سرانجام خشمش را آزاد میکند—اما ژان گرِی در طرف مردان ایکس قدرتمندترین جهشیافتهٔ دنیا را دارد.
پس دوباره، چرا ژان در ده دقیقهٔ اول فیلم آپوکالیپس را نابود نمیکند؟ چون زمان پخش نیاز به پُرکننده دارد.
و این دقیقاً همان چیزی است که این فیلم هست: پُرکننده. یک مفهوم آوردهاند که ذاتاً قصهگویی را مشکل میکند و بهجای اصلاح آن یا پرداختِ بیشتر به داستان با خطوط فرعی، فرض کردهاند که انفجارها و مبارزات ابرقهرمانی کافی است تا فیلم را پیش ببرد.
چه ناامیدیای بعد از «Days of Future Past» (به نظر من بهترین فیلم مردان ایکس). برایان سینگر معمولاً از بهترین فیلمهای این فرنچایز را کارگردانی کرده اما این یکی واقعاً شکست خورده است. شخصیتهای زیادی هستند بدون توسعهٔ کافی و یک ضدقهرمان بسیار کمرمق. اسکار ایساک بازیگر توانمندی است، اما حتی او هم در زیر این همه آرایش آبی مضحک نمیتواند آپوکالیپس را جالب کند. شخصیتهایی مثل آنجل و سایلاک در نقش سواران آپوکالیپس نوشتههای بسیار کمعمقی دارند و تقریباً شخصیت مشخصی ندارند. همچنین کاملاً مضحک است که شخصیت میستیک در این فیلم به الگو و رهبر برای مردان ایکس تبدیل شده است. جنیفر لارنس در تمام فیلم خسته بهنظر میرسد و بهندرت بهعنوان خودِ واقعی میستیک ظاهر میشود، با اینکه قرار است یک جهشیافتهٔ صریح و مفتخر باشد. واقعاً ناامیدکننده است.
جزو بهترینهای فرنچایز مردان ایکس
این فیلم که در ۲۰۱۶ منتشر شد و بهکارگردانی و فیلمنامهنویسی مشترک برایان سینگر است، تیم را مقابل نخستین جهشیافته—آپوکالیپس—قرار میدهد؛ شخصیتی که منشأش به مصر باستان بازمیگردد. پس از هزاران سال در حالت سکون، آپوکالیپس از وضعیت جهان دلسرد میشود و تیمی از جهشیافتههای شایسته، از جمله مگنتو مأیوس را جمع میکند تا بشریت را پاکسازی کند و نظم نوینی بسازد که او بر آن حکومت کند. پروفسور ایکس با کمک ریون تیمی از جوانان مردان ایکس را رهبری میکند تا بزرگترین دشمنشان را متوقف کنند و بشریت را از نابودی کامل نجات دهند.
این ششمین فیلم در فرنچایز (بدون احتساب چند فیلم اسپینآف) است و بهراحتی در زمرهٔ بهترینها قرار میگیرد. شامل بسیاری از بهترین عناصر مردان ایکس و هر آنچه که از یک فیلم عالی مردان ایکس انتظار دارم میشود: هدف مداوم پروفسور ایکس برای تأسیس پناهگاهی آموزشی برای جهشیافتههای جالب از سراسر جهان؛ عشق او به موئیرا؛ تسلط فزایندهٔ مگنتو بر قدرتهایش و مبارزهاش برای پیشدستانه شدن در برابر بشریت متعصب؛ تمرکز بیشتر روی سایکلاپس و قدرتهای بالقوهاش که در سهگانهٔ اصلی کمتر به آن پرداخته شد؛ بازیگر برجستهای برای نقش ژان گرِی (Sophie Turner) که بسیار بهتر از Famke Janssen است؛ بازی درخشان اولیویا مان بهعنوان سایلاک؛ یک خط فرعی ارزشمند دربارهٔ Weapon X با حضور مهمان ولورین (هوگ جکمن)؛ مجموعهٔ برجستهای از جهشیافتههای جوان مثل استورم، بیست، کوئیکسویلر، نایتکروالر، هاوک و آنجل؛ یک ضدقهرمان شایسته در قالبی شبیه به دکتر دوم و تاناتوس؛ و یک پردهٔ پایانی حماسی و آخرالزمانی.
این بهمعنای بینقصبودن فیلم نیست؛ صحنهٔ ابتدایی کارتونی و اغراقشده در مصر باستان از نقاط ضعف است.
مدت فیلم ۱۴۴ دقیقه است.
نمره: A-
اکشن فراوان با بازی خوب، هرچند آپوکالیپس (ضدقهرمان) نوآوری چندانی ندارد. «مردان ایکس: آپوکالیپس» فیلمی متوسط در این فرنچایز محترم است که نام «مردان ایکس» را یدک میکشد.
۶۷/۱۰۰
باز هم یک ورودی نسبتاً خوب در جهان مردان ایکس. در حالی که «X-Men: First Class» چند تن از اولین مردان ایکس را گرد هم آورد، این فیلم بسیاری از شخصیتهای آشنا و محبوب را وارد داستان میکند و آنها را مقابل شاید قدیمیترین و خطرناکترین جهشیافتهٔ تاریخ—آپوکالیپس—قرار میدهد. بار دیگر برایان سینگر داستانی پیچیده را استادانه روایت میکند و جلوههای ویژهٔ بصری همچنان شگفتانگیزند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران