با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
1 ماه قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
2 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
2 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
داستان گروهی از survivors که پس از ۲۸ سال از شیوع ویروسی مرگبار به زندگی در دنیایی وحشتناک و بیرحم برمیگردند. آنها با خطراتی غیرقابل پیشبینی و یک معبد مرموز مواجه میشوند که در آن رازهایی نهفته است که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.
داستان گروهی از survivors که پس از ۲۸ سال از شیوع ویروسی مرگبار به زندگی در دنیایی وحشتناک و بیرحم برمیگردند. آنها با خطراتی غیرقابل پیشبینی و یک معبد مرموز مواجه میشوند که در آن رازهایی نهفته است که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد.
امتیاز: A-
«28 Years Later: The Bone Temple» اثری جسورانه و پیروزمند است که این مجموعه را با خشونتی غیرمنتظره و تندآهنگ احیا میکند؛ تعادلی میان منزجرکنندهترین جلوههای خشونت بصری فرنچایز و هوشمندی روایی تلخ برقرار میسازد. بازیهای مغناطیسی—بهویژه رالف فینس—و سینماتوگرافی خیرهکنندهای که زشتی را به هنر تبدیل میکند، فیلم را هم به نمایش خونین و جذابی بدل کرده و هم به مطالعهای عمیق درباره...
امتیاز: A-
«28 Years Later: The Bone Temple» اثری جسورانه و پیروزمند است که این مجموعه را با خشونتی غیرمنتظره و تندآهنگ احیا میکند؛ تعادلی میان منزجرکنندهترین جلوههای خشونت بصری فرنچایز و هوشمندی روایی تلخ برقرار میسازد. بازیهای مغناطیسی—بهویژه رالف فینس—و سینماتوگرافی خیرهکنندهای که زشتی را به هنر تبدیل میکند، فیلم را هم به نمایش خونین و جذابی بدل کرده و هم به مطالعهای عمیق درباره حافظه و بقا؛ فیلم بیننده را با یقین ناراحتکنندهای رها میکند که در این جهان نو، تکامل تنها جایگزین برای انقراض است.
به ندرت پیش میآید از سینما بیرون بیایم و فقط با این حس که «خیلی خوب بود» باشم، اما این بار چنین حسی داشتم. معمولاً پیامهای اکثر فیلمهای زامبی برایم جذابیتی ندارند، اما این فیلم چنان پربار و دقیق میشود که از دیدن نحوهٔ مواجهه انسانها با دنیا و چگونگی تأثیر دیدگاهشان بر بقا، لبخند بر لبانم نشست. دیوانهکننده و لذتبخش است. تشکر از نیا داکاستا، رالف فینس و جک اوکانل.
نسخهٔ اصلی «28 Days Later» از فیلمهای موردعلاقهام بود؛ سالها منتظر ادامهٔ این جهان ماندم. «28 Years Later» اول کمی ناامیدکننده بود، اما «The Bone Temple» همان چیزی است که سالها انتظارش را داشتم. فیلم مسیرِ دو شخصیت محوری را از جایی دنبال میکند که در فیلم قبل رها شده بود. اسپایک اکنون مجبور میشود کارهای روزبهروز دیوانهوارتری برای فرقهٔ جیمی انجام دهد، در حالی که دکتر ایان روی آلفای زامبی آزمایش میکند—موجودی که نشانههایی از تفکر نشان میدهد، شبیه نسخهای قویتر از «باب» در «Day of the Dead». مسیرهای شخصیتها در نهایت برخورد میکنند و عواقب مرگباری بهبار میآورند. بازیها بینقص، خون و خشونت گرافیکی اما نه اغراقآمیز، داستان واقعی اما غافلگیرکننده و صحنههای نمادین این فیلم را به یکی از بهترین فیلمهای زامبی بدل کرده است؛ هرچند این بار تمرکز بیشتر بر ویرانیای است که انسانها میتوانند ایجاد کنند تا خود زامبیها. سال تازهست اما من همین حالا بهترین فیلمِ ۲۰۲۶ را دیدهام؛ بیصبرانه منتظر قسمت سوم هستم. پینوشت: حتماً نسخهٔ قبلی «28 Years Later» و دستکم بیست دقیقهٔ پایانی «28 Days Later» را دیده باشید.
هشدار: حاوی لوث سهگانه.
نسبتاً مردد بودم بعد از قسمت قبلی این را ببینم، اما رالف فینس را در تصاویر تبلیغاتی دیدم و گفتم چرا که نه؟ سه عنصر برتر «28 Years Later» در «The Bone Temple» مرکزیت دارند: دکتر، «هاوزاتها»، و «سامسون»—و در لحظاتی فکر کردم پدر بازگشته اما چنین نبود. خشونت بصری بسیار است؛ آماده باشید. نکتهٔ مثبت: خبری از صحنههای سنگین و قرون وسطایی غیرضروری نیست. منتظر قسمت بعدیام. در مورد بازنمایی هم: شاید تصویر ساتانیسم در فیلم کوتاه باشد، اما واقعا آدمهایی وجود دارند که چنین آیینهایی را دنبال میکنند؛ در نهایت همهٔ این افراطها ناشی از جنون است.
من به اندازهٔ قسمت قبلی شیفتهٔ «The Bone Temple» نشدم. جنبههای سنجیده، هوشمند و بینشمند فیلم—که در شخصیت دکتر ایان کلِسون بهخوبی تجسم یافته—با بازگرداندن گروهی از فراریان مد روزِ خشونتطلب که در پایان فیلم قبل دیده شدند، تضعیف میشود. حرکات و رفتارهای سبک «A Clockwork Orange» در پایان جهان، گاهی مضحک به نظر میرسد و حضور اغلب نادانمآب آنها، فیلم را پایین میکشد و در مواردی به ساحت هجوآلودی زشت سوق میدهد. جملهٔ «ما همه جیمی هستیم» یادآور «ما نگان هستیم» از The Walking Dead است، اما بدون آن سنگینی و جدیت. خلاصه اینکه فیلم بد نیست اما عالی هم نیست؛ عناصر ظریف گاه توسط حضور کارتونی و احیاناً نادانِ تعدادی اکسترا رقیق میشوند.
معبد در فیلم کسلکننده است. نیمی از فیلم دربارهٔ همان کسی که حرفش را میزنند نیست. او جذاب است، بچه خوب است، مادر هم خوب است—پس چرا باید بقیه را ببینم؟ بهتر بود تمرکز بیشتر روی حلوفصل وضعیتی میبود که از آن مرد بچه را دزدیده بودند. میتوانست بهتر و کوتاهتر باشد.
اگر تاکنون فکر میکردید فیلمهایی که در ژانویه اکران میشوند به این خاطر است که برای زمان دیگری مناسب نیستند، «28 Years Later: The Bone Temple» آن تصورات را از بین میبرد یا دستکم بازتعریف میکند. با بازیهای معنادار که داستانی جذبکننده را به جلو میرانند، فرنچایز «28 Days Later» اکنون از همیشه امیدوارکنندهتر است.
اسپایک اکنون در اسارتِ «سر جیمی» و دیگر پیروانش است و شانس زنده ماندنش کم به نظر میرسد؛ وحشتزده و از همهچیز ناامید، باید برای بقا مبارزه کند، اما حتی اگر بماند، تحت سلطهٔ این خودشیفتهٔ بزرگ—که خود را وارث مستقیم شیطان میداند—چه سرنوشتی در انتظارش است؟ در همین حال، کلِسون با روپوشی آغشته به ید از پناهگاه زیرزمینی بیرون میآید تا روی آلفای خشونتآمیز آزمایش کند؛ او که «سامسون» نامگذاری میکند، سریعاً درمییابد مورفین این موجود شبیه به بازیگرِ قدرتمندی را آرام میکند، اما آیا کوکتل دارویی میتواند رفتار روانیِ مبتلایان را تحت تأثیر قرار دهد؟ به طرز عجیبی، روانیترینِ همه در این دنیا «سر جیمی» است و وقتی دو نفر را در میان برجهای استخوان میبیند، شاگردانش را قانع میکند که «کلِسون» خودِ شیطان است و دیداری سهمگین در راه است. داستان اسپایک در اینجا کمی گم میشود؛ اگرچه ما همراه او هستیم و ترسش را حس میکنیم، تمرکز بیشتر بر شانههای اجرای برجستهٔ اوکانل میافتد که ترکیب هوش و خشونتش تا عمق وجود را میخراشد. در سوی دیگر، فینس خطی انسانیتر به فیلم میآورد؛ در پانزده دقیقهٔ پایانی فینس در اوج است و نمایشاش بار دیگر تنوع عظیمِ تواناییهایش را نشان میدهد. این نسخه تصویری چشمگیر از دیستوپیایی است که از فناوری تهی شده اما سرشار از ظرفیتهای بیرحمی و محبتِ انسان است و تماشای آن در سینما واقعاً ارزشمند است.
این همان چیزی بود که نسخهٔ اول را میخواستم. دکتر. سامسون. من پیشتر از اجرایهای موزیکال و رقص در میانهٔ فیلم انتقاد کردهام، اما این پارهٔ ظریف فیلم مرا مجذوب خود کرد—نسل شانزدهسالهٔ شیفتهٔ تاریکیام درون سینما ذوقزده شد. گروه پادشاه جیم و دارودستهاش ایدهٔ خوبی است؛ ایدههای زیادی برای بحث وجود دارد اما اجرا دشوار است. ای کاش کمتر سخنپردازی و بیشتر صحنههای درگیری زامبیگونه داشتیم. اینکه چرا افراد را زنده پوستکَنی میکنند پرسشی است که فیلم مطرح میکند: گفته میشود بهتر است جاعلِ پوستکَنی باشی تا آنکه پوستکَنت بشوند، اما قربانیان پیشازاین باید آماده باشند. ۲۸ سال تجربه—از جنگل راه نرو، خوابیدن خوب است و به غریبهها اعتماد نکن.
دوباره به یاد میآورم که در سال ۲۰۰۲ یک دختر هجدهساله یکی از بهترین فیلمهای زامبی نسلش را در سینما دید؛ «28 Days Later» دنیای سینمایی را تغییر داد و فرنچایزی قدرتمند آغاز کرد. کمی بیش از بیستسال بعد، دختری کمی بالغتر و همچنان شیفتهٔ وحشت به سینما رفت تا قسمت جدید را ببیند. اما این ادامه صرف نبود؛ نیا داکاستا یک رویداد سینمایی هیجانانگیز و دراماتیک خلق کرده که میتواند بهتنهایی نیز ایستادگی کند. این فیلم خیلی فراتر از یک فیلم زامبیمحور است. هرچند مبتلایان هنوز تهدیدند، وحشت واقعی در فروپاشی اجتماعی و شیوهٔ عبور بازماندگان از این پهنهٔ دیستوپیایی نهفته است. انتخابهای بحثبرانگیزِ شخصیتی کنار، نمیتوان نقش برجستهٔ جک اوکانل در ارائهٔ ضدقهرمان «سر لُرد جیمی کریستال» را نادیده گرفت؛ در جهانی بیخدا، تاریکترین جنبههای بشریت آزادند تا ویرانی به بار آورند. در مقابل، بازگشت رالف فینس به عنوان دکتر ایان کلِسون توازن انسانی و امیدواری لازم را به فیلم میآورد؛ او با تکیه بر تخصص پزشکیاش بیوقفه تلاش میکند این انسانیت را در سامسون بازگرداند. خود معبد استخوان اگرچه میتوانست ترسناک باشد، بهعنوان یک استخواندان—یادبودی برای درگذشتگان—عمل میکند و فلسفهٔ ممنتو موری را نمایان میسازد: یادآوری اینکه مرگ بخشی از زندگی است. درخشندگی اصلی فیلم در بیست دقیقهٔ پایانی نهفته است؛ در داخل معبد استخوان، شاهد استادی در روایت، اجراهایی تعیینکنندهٔ کارنامه و تصاویری خواهیم بود که در ذهن تماشاگر ماندگار میماند. موسیقی متن نیز درخشان است؛ استفاده از دوران دوران برای بالا بردن لحظات شادی بسیار مؤثر است، اما نقطهٔ قوت واقعی استفاده از «The Number of the Beast» اثر آیرون میدن بهصورت دیژتیک است که ضربهٔ دراماتیک و تبدیل صحنهٔ ماقبل آخر از عالی به ماندگار را محقق میسازد. «The Bone Temple» در جایی که اغلب فیلمهای وسط تریلوژی شکست میخورند، موفق است: بهجای افتادن در دام سوراخهای داستانی یا تکرارهای بیمعنی، روی روایت موجود میسازد و این سهگانه را به سطحی نزدیک به شکستناپذیر ارتقا میدهد. اگر داکاستا پیش از این در فهرست کارگردانان موردپیگیریتان نبود، اکنون قطعاً باید باشد؛ استانداردها و انتظارات برای فصل نهایی بسیار بالاست و من مشتاقم ببینم به کجا میرسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
به شدت کسشعر
عجب بازی کرد این پیرمرد رالف بزرگ اینقد ربا احساس و زیبا بازی کرد